سلام به دوستان مهربون و دوستان باوفا
من اگر چه دیر شدهولی باز هم این عید
سعید فطر رو به شما تبریک میگم
و امیدوارم همه روزها تون عید باشه و
ان شا ءالله تو این ماه مبارک
بر نفس خودتون پیروز شده باشین
و موفق و پیروز به امید ماه رمضان سال آینده
دوستم نیلو ما رو قابل دونستن و تو بازی خودشون دعوت کردن.
نیلو جون ممنون از اینکه دعوتم کردی و تو بازی راهم دادی
خوب زیاد لفطش نمیدم و بهت جواب میدم در ضمن این رو
بدون من فقط به خاطر شما آپ کردم
۱۰ تا چیز که دوست ندارم
۱- بد قولی
۲- بی وفایی
۳-نامردی
۴-آدمهای از خود راضی
۵-آدمهای زور گو
۶- آدمهای پررو
۷-آدمهای پر حرف
۸-اخمو بودن
۹-آدمهای خسیس
۱۰ -آدمهای بی احساس
حالا ۱۰ چیز که خیلی دوست دارم
۱- رانندگی
۲- دوستای مهربون و بی ریا
۳- دست و دلبازی
۴- رک و راست بودن
۵- وفاداری
۶-گردش
۷-تنوع در همه وسایل
۸- محبت به همنوع
۹- خوشرویی
۱۰- رابطه صمیمانه با دوستان
امیدوارم راضی باشی دوست خوبم نیلو حالا دعوت
دوستای دیگه با شما![]()






















یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم.
اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه .
منم خیلی تنهام....
یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم.
اخه میدونی من اینجا
خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.
منم خیلی تنهام....
یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.
جایی که هیچ مزاحمی
نباشه. وقتی همه چیز حل شد
تو هم بیا اونجا. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.
منم خیلی تنهام....
یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم.
اخه میدونی من
اینجا خیلی تنهام....
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم.
فکر خوبیه. منم خیلی
تنهام....
یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم
تا ابد زندگی کنم.
اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم .فکر خوبیه .
منم خیلی
تنهام....
حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که
بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز
نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام....
ليلي زير درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.
گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار كوچك بود.دانه ها تركيدند.انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد.
ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود.
كافي است انار دلت ترك بخورد.

