تبليغاتX
به کی باید دل بست
به کی باید پیوست

سلام به دوستان مهربون و دوستان باوفا

 

من اگر چه دیر شدهولی باز هم این عید

 

 سعید فطر رو به شما تبریک میگم

 

و امیدوارم همه روزها تون عید باشه و

 

 ان شا ءالله تو این ماه مبارک

 

بر نفس خودتون پیروز شده باشین

 

 و موفق و پیروز به امید ماه رمضان سال آینده

 

دوستم نیلو ما رو قابل دونستن و تو بازی خودشون دعوت کردن.

 

نیلو جون ممنون  از اینکه دعوتم کردی و تو بازی راهم دادی

 

  خوب زیاد لفطش نمیدم و بهت جواب میدم  در ضمن این رو

بدون من فقط به خاطر شما آپ کردم 

 

۱۰ تا چیز که دوست ندارم

۱- بد قولی

۲- بی وفایی

۳-نامردی

۴-آدمهای از خود راضی

۵-آدمهای زور گو

۶- آدمهای پررو

۷-آدمهای پر حرف

۸-اخمو بودن

۹-آدمهای خسیس

۱۰ -آدمهای بی احساس

 

حالا ۱۰ چیز که خیلی دوست دارم

 

۱- رانندگی

۲- دوستای مهربون و بی ریا

۳- دست و دلبازی

۴- رک و راست بودن

۵- وفاداری

۶-گردش

۷-تنوع در همه وسایل

۸- محبت به همنوع

۹- خوشرویی

۱۰- رابطه صمیمانه با دوستان

 

امیدوارم راضی باشی دوست خوبم نیلو حالا دعوت

 

دوستای دیگه با شما

 





لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 17:20 توسط ..:: مخلوق خدا ::..

من از این فاصله ها-فاصله ها دلگیرم

بی تو این جا چه غریبانه شبی می میرم

دل من با همه ی آدمکانی که به دنبال تواند

قهر می گردد و من با خود خود درگیرم

دیرسالیست که می خواهم از این جا بروم

ولی انگار که با قلب زمین زنجیرم

مثل این است که من با همه ی هق هق خود

روی سجاده ی احساس تو جان می گیرم

ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابد و من

در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم
 
 
 
پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید

من که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنوسید که: "بد بودم" و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم.. سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!

خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید

آی! آنها!! که به بی برگی من می خندید!

مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید
 
 
 
من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!
 
 

عاشقانه

 

 


‎گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم

«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود

کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود

شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه

شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
 
 
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه

به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه

هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره

ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره

هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه

يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لب من كنار پنجرهء تنهايي ،

هنوز بي قرار توست ،

گرچه انتظار هيچ معجزه اي از لحظه ها نيست !

روزها مي آيند ، مي مانند ،

و مي روند و تو ديگر نمي آيي و

شايد  براي من ،

بي تو ،

انتظار مفهومي تازه مي يابد !

وقتي من وشبهايم به اميد انتظار زنده مي مانيم !

و زنده بودن معنايي است ساده

كه من دشوارش كرده ام !!

و زند گاني شايد ،

مجموع ايستايي است از تكرار ....انتظار
 
 
 
 
 
 
 
 
 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:41 توسط ..:: مخلوق خدا ::..

یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم.

 

اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....


بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه .

منم خیلی تنهام....


یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم.

اخه میدونی من اینجا


خیلی تنهام....


بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.

منم خیلی تنهام....


یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.

جایی که هیچ مزاحمی


نباشه. وقتی همه چیز حل شد


تو هم بیا اونجا. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....


بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.

منم خیلی تنهام....


یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم.

اخه میدونی من


اینجا خیلی تنهام....


براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم.

 

فکر خوبیه. منم خیلی


تنهام....


یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم

 

تا ابد زندگی کنم.


اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....


براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم .فکر خوبیه .

منم خیلی


تنهام....


حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که

 

بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز


 نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام....   

  

 

ليلي زير درخت انار نشست.


درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.

گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند.

انار كوچك بود.دانه ها تركيدند.انار ترك برداشت.

خون انار روي دست ليلي چكيد.

ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد.

خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود.

كافي است انار دلت ترك بخورد.

 


 

 

من دراين دنيا غريبم اي خدا



بي تو من ، تنهاي تنها مي شوم بي تو من ، آواره صحرا مي شوم

بي تو من ، آخر ندانم كيستم ! بي تو حتي ، ذره اي هم نيستم

اي خدا اي مهربان من ، خدا لحظه اي حتي مكن من را جدا

از خودت اي آنكه بي تو مرده ام من خودم را دست تو بسپرده ام

خوب دانم تو خدايي ، تو خدا مهربان ، بخشنده ، با جود و صفا


من دراين دنيا غريبم اي خدا .....
 
abnus آواتار ها 
 
لاف غزل برام نزن! آهاي رفيق دمدمي!
 

راس راسي خنده م ميگيره وقتي ميگي عاشقمي!


يه روز واسم ميميري و فرداش همه ش يادت ميره

يه روز واست زيادم و فرداش ميگي: خيلي کمي!


يه روز واست تکراريم، تو زندگيت مثل همه
 

فرداش ميگي عزيزترين موجود توي عالمي!


يه روز به من ميخندي و ميگي: تمومه قصه مون
 

فرداش که من دارم ميرم، تو پا به پا دنبالمي


يه روز تمناي وصال، يه روز ِديگه سردِسرد

يه روز ميگي : بزن به چاک، فرداش ميگي : پناهمي!


يه روز واسم شازده اي و روز ديگه نقش گدا

يه روز چشات پر از غمه، فرداش تو باغ بي غمي



من اين وسط گيجم و منگ ، حرف حسابت چي چيه؟

تکليف قصه مون چي شد؟ يارمی يا دشمنمي؟


وقتي ميگي دوسِت دارم، ايندفه گريه م ميگيره

اينو بدون عزيز من : تو واسه من جهنمي
 
 
 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:16 توسط ..:: مخلوق خدا ::..